المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٢٢ - مبحث ادغام
( كاخصص أبى) بنقل حركة الهمزة إلى الصّاد (و) أن (لا) يكون ملحقا (كهيلل) إذا قال « لا إله إلّا اللّه) فإن كان كذلك فهو ممتنع فى الصّور كلّها.
( و شذّ فى) ما استوفى شروط الإدغام مثل (ألل) السّقا: إذا تغيّر (و نحوه).
كالحمد للّه المليك الأجلل.
( فك بنقل) عن العرب (فقبل) و لم يقس عليه.
ترجمه و شرح:
مبحث ادغام
شارح گويد:
مصنّف كلمه « ادغام » را به سكون يعنى تخفيف دال آورده است و غرضش ترجيح دادن جانب تخفيف كلمه برتشديد آن بوده و هيچ منظور ديگرى غير از آن نداشته است اگر چه ابن يعيش گفته:
تخفيف ادغام (به سكون دال) عبارت اهل كوفه بوده و با تشديد طبق گفته سيبويه عبارت اهل بصره مىباشد و آن عبارتست از:
داخل نمودن حرف ساكنى را در حرف متحرّكى كه مماثل با آن باشد چنانچه از كلام اهل فنّ اينطور استفاده مىشود.
مصنّف گويد:
ادغام كن حرف اوّل از متماثلين را كه متحرّك بوده و در يك كلمه واقع شده باشند.
شارح گويد:
البتّه بعد از ساكن نمودن حرف اوّل ادغام آن در حرف دوّم واجب است مانند: ردّ، يردّ منتهى مشروط است به اينكه حرف اوّلى در صدر كلام نيامده باشد چنانچه مصنّف در كافيه به اين نكته اشاره كرده است مانند: ددن كه در اين مثال و نظائرش البتّه ادغام جايز نيست.
و نيز شرط ديگر آنست كه كلمه براوزان ذيل نباشد:
١- فعل (بضمّ فاء و فتحه عين) مثل: صفف كه ادغام صورت نمىگيرد و همچنين اوزان ديگر كه مصنّف به آنها اشاره كرده و گفته:
مصنّف گويد:
و نيز مثل ذلل و كلل و لبب و جسس و اخصص نباشد.